اگر چه تلاش براي نشان دادن وجهه محيط زيستي احمدينژاد از همان روزهاي اول و توسط نزديكان وي آغاز شد اما خيلي زود معلوم شد آنچه قرار است نه در چهار سال كه در هشت سال بر سر محيط زيست ايران بيايد، برآمده از نگاه پوپوليستي به مفهوم توسعه و عدالت است. هزار و يك مصوبه دولتي كه در سفرهاي استاني به امضاي شخص رييسجمهور رسيد، همگي در ظاهر تحقق خواستههاي مردمي بود كه در روستاها و شهرهاي كوچك و بزرگ با مشكل «نداشتن جاده مناسب» يا «بيكاري» مواجه بودند.
دولتي كه روزي افتخار ميكرد براي اولين بار يك شركت خودروسازي را وادار كرده كه از غزال ايراني حمايت كند (شركت سايپا در زمان مديريت مهرداد بذرپاش) خيلي زود مجبور شد روبهروي تهرانيها، اصفهانيها و اراكيها بايستد كه چطور محصولات يك كارخانه محيط زيستي اينطور ميتوانند در خيابانهاي شهر دود كنند و عامل قتل لااقل 4هزار تهراني در سال شوند!

بيشك اما اصليترين ضربه دولت نهم به محيط زيست كشور، تعطيلي شوراي عالي محيط زيست بود، اقدامي كه رييسجمهور شخصا آن را رهبري كرد تا با خروج از فشار طرحهاي بالادستي، زمينه را براي عملي شدن هر امضايي كه به پاي سندي ميزد، فراهم كند. واعظجوادي كه با مدرك زمينشناسياش خود را يك محيط زيستي تمامعيار معرفي ميكرد تنها يك بار و در غائله پالايشگاه بهشهر به صرافت افتاد كه روبهروي احمدينژاد بايستد اما در نهايت از سوي غلامحسين الهام، سخنگوي دولت نهم اين گونه پاسخ شنيد: «زياد به سخنان جوادي حساسيت نشان ندهيد؛ چون او تخصصي در محيط زيست ندارد. رييس سازمان محيط زيست يك زمينشناس است نه كارشناس محيط زيست.»
اين موضوع اما محمدجواد محمديزاده، رييس بعدي سازمان محيط زيست را بر آن داشت كه در هر شرايطي از رييس دولت حمايت كند تا آنجا كه حتي دفاعش از دو طرح خاص، كار را به استعفاي بخشي از سازمان متبوعش كشاند. وقتي كه گراني دلار و سكه، كار دولت را به جايي كشاند كه رييسجمهور به مجلس بيايد و رو به روي چشم نمايندگان مردم، طرح ورود دامها به مراتع و جنگلهاي كشور را به زبان براند و از شركتهاي معدني بخواهد كه براي اكتشاف معدن، هر جاي زمين را كه خواستند، سوراخ و بهرهبرداري كنند، محمديزاده كه يك سالي بود شكست طرح احياي ببر مازندران و آبپاشي تهران، به سكوت برده بودش به صدا درآمد.
او بر اين طرح نام «مديريت مردمي جنگلها» نهاد تا سرنوشت مدير پيشين پرديسان را پيدا نكند، چه فايده اما كه يك ماه ديگر بيشتر فرصت براي اين كارها باقي نمانده است. حالا وقت آن است كه دولت بعدي عرض اندام كند و براي بحران بي آبي و بيابانزايي ايران در كنار چالشهايي كه در اين سه دهه پيكره نحيف محيط زيست ايران را لاغرتر كرده، فكري بكند. نبايد هم آنقدرها سخت باشد!
تصاویر : بولتن نیوز - آموزش نیوز - اعتماد
تاریخ انتشار: ۲۵ شهريور ۱۳۹۲
مطالب مرتبط :
هشدار به مسئولان برای سقوط 70 پلهای محیط زیست
اچه کسی میگفت بنزین پتروشیمی آلوده نیست؟
از شرّ بنزین پتروشیمی ها خلاص می شویم؛ نفس بکشیم!
کاهش کیفیت زندگی با وجود آلودگی هوا
نظرات شما عزیزان:
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 19 فروردين 1393برچسب:, توسط دکتر سید علیرضا عظیمی
| نظر بدهید